محمد مهدى ملايرى
44
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پيش از پرداختن به نوشتهء ابو العلاء و پرتوى كه بر اين بحث مىافكند ذكر يكى دو مطلب هم كه ممكن است پرتو بيشترى بر آن بيفكند لازم به نظر مىرسد . يكى اين است كه قصيدهء بحترى هرچند در آن اشعارى هم در وصف دريا هست ، ولى قصيده چنانكه در يادداشتهاى قزوينى آمده در وصف بحر نيست ، بلكه در ستايش احمد بن دينار و وصف كشتى او به نام « ميمون » است كه با آن به جنگ روم رفته و اين در هنگامى بوده كه احمد مقام ولايت بحر ( - دريادار يا امير البحر ) داشته و ميمون كشتى فرماندهى او بوده است . بحترى در اين قصيده با اشاره به ممدوح خود و سمت او گويد : باحمد احمدنا الزمان و اسهلت * لنا هضبات المطلب المتوعر * * * و لما تولى البحر و الجود صنوه * غدا البحر من اخلاقه بين ابحر و در همين قصيده از جنگى كه ميان او و كشتىهاى رومى اتفاق افتاده ، و رومىها به تعبير بحترى از مصاف او گريختهاند ، سخن گفته و او را به عنوان فرماندهى پيروزمند ستوده است . احمد بن دينار از خانوادههاى سرشناس ايرانى بوده كه در دربار خلافت پيوسته مشاغل مهم داشته است . در ديوان بحترى سه قصيده در مدح وى ديده مىشود و در همين قصيده بحترى در بيان نژاد او و اشاره به جنگهاى ايران و روم به مناسبت جنگ او با روميان چنين گفته : و كنت ابن كسرى قبل ذاك و بعده * مليا بأن توهى صفاة ابن قيصر « 1 » ديگر آنكه هرچند همهء آنها كه دربارهء اشتيام سخنى گفته يا نوشتهاند به همين شعر بحترى نظر داشتهاند و از استعمال اين كلمه در جاى ديگر سخنى نگفتهاند ولى بجز شعر بحترى در مؤلفات قديم عربى و از آن جمله در
--> - فيه العامة ، ص 58 . ( 1 ) . امراء الشعر العربى فى العصر العباسى ، تأليف استاد انيس المقدسى ، بيروت ، ص 192 و 216 . و ديوان البحترى ، عطيه ، ص 400 و 404 .